چند وقته از آرزوهام برای ارش تعریف میکنم مثلا میگم
...حالا که سه روز تعطیله پاشیم بریم آستارا. خونه بگیریم. بریم بگردیم. بچرخیم...اصلا نه بیا بریم لویزان...اتیش روشن کنیم. چایی آتیشی بخوریم...جوجه کباب درست کنیم...هووووم....چه خوب میشه.... یا مثلا توی ذهن خودم میسازم میریم رستوران اینو میخورم....اونو میخریم....
بعدش انگار واقعا اتفاق افتاده حالم خوب میشه
برچسب:
نویسنده: سینا زارعینیا