حرف زدم
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 8:20
بر خلاف همیشه که حرفامو توی دلم نگهمیدارماما اینبار بعد پست جدید رفتم پیش همسرینمیدونم تا حالا هوس کردین در اغوش کسی باشین یا نهاما من دیشب اینجوری بودم
درد ودل
-
تاریخ: 1398/9/7 ساعت: 5:21
میگه تو اگر وبلاگنوخیس بودی این وبلاگ گل منو مینوشتی هر روزراستش اینقدر سرکوب شدم که حتی الانم که فقط واسه دل خودم مینویسم هم دستم به نوشتن نمیره میترسممیخوام امروز هر چی توی دلم سنگینی میکنه بنویسم ش
شب
-
تاریخ: 1398/9/7 ساعت: 5:21
شب که میشه تازگیا عزا میگیرم خوابم نمیبره تازگیا خواب شبانم به ۴ ساعت رسیدهنمیدونم چرا دوباره اینجوری شدمواقعا شبای سختی رو دارم میگذرونم
متن آهنگ غرور زیبا رحیمی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمونیعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبونچه روزایی که خوب بودی باهام حرفای قشنگی میگفتی برامهنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی
اولین پست سال جدید
-
تاریخ: 1398/2/21 ساعت: 20:20
سلام با اینکه خیلیییییییییی دیره ولی سال نو مبارک چقدر زمان زود میگذره انگار همین دیروز بود 29 سالگی رو فوت کردم و سی ساله شدم همین دیروز بود جگر گوشه هامو از دست دادم همین دیروز بود که دلم شکشت از زمونه حالا بعد شش ماه با یه شکم بخیه خورده از عمل لاپارسکوپی اومدم توی وبلاگم اگر خدا بخواهد بعد از دو...
سالی یه بارم خوبه
-
تاریخ: 1398/2/21 ساعت: 20:20
اگر یاد بگیرم هر بار که دلم گرفت باز بیام اینجا حرف بزنم این مرضی ها از جونم میرههمیشه خدا افسرده و غمگین اینکه نصف روزای عمرت به این فکر کنی چرا جرات نداری تیغ و بکشی رو شاه رگت و خلاص زندگی نمیشه کهتنهایی اذیتم میکنه اینکه یه دوست ندارم که سرم گرمش شه
خواب
-
تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 11:11
دیشب بعد مدتها خوابتو دیدم توی بعضی خواب ها اینقدر باهام مهربونی و گرم میگیری و میخندی که من اصلا دوست ندارم بیدار شم واقعا میترسم توی یکی از این خواب ها بمونم و دیگه بیدار نشم چرا کمبود محبت منو هیچکس درک نمیکنه؟؟
دی ماه 96
-
تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 0:52
چه ماهی بود برای مناولش فهمیدم باردارم و آخرش ختم بارداریم بوداینقدر این یک هفته درد کشیدم جسمی که توانی نموندههمه هم فقط میخوان شاد ببیننتمیدونی اینق
دوست
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 17:43
حتی با اینکه به زبون آوردم که چرا نمیای وبلاگم و به زبون آوردم از اردیبهشت نیومدی بازم نیومد هه کلا دوستای من زبونی دوستن آبجی و خواهر و رفیق هم الکی میگن هر کس وقته دلتنگیش و ناراحتیش خوب شماره منو داره و منو پیدا میکنه بی انصافن حوصلم به شدت سر رفته و کسیم نیست که سرحالم بیاره دوستی موجود نیست هر ...
آنلاین
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 17:43
میبینم آنلاینه اما دلم ازش شکسته برا همین پیام نمیدم بهش و این بیشتر دلمو زجر میده اگرم پیام بدم باز نمک به زخم دل پاشیدنه امیدوارم این درد نسیب کسی نشهبرچسبها: رفیق, بی معرفت, رابطه, بدی + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:51  توسط من |
نفس کشیدن سخته
-
تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 15:02
نفس کشیدن سخته تو رو ندیدن سخته تو پیچ و تاب عاشقی به تو رسیدن سخته نفس کشیدن سخته تو رو ندیدن سخته تو پیچ و تاب عاشقی به تو رسیدن سخته منو به غمام سپردی همه آرزومو بردی همه جا اسمتو بردم یه بار اسممو نبردی واسه ی شب زمستون همه هیز
رفیق بی معرفت
-
تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 15:02
نمیدونم چرا وقتی میام اینجا حرفام خشک میشه انگار میترسم حتی اینجا دردودل کنم امروز یه پروفایل جالب پیدا کردم واسه تلگرامم وقتی یکی پشت سر رفیق صمیمیتون حرف زد محکم بزنید توی دهنش چون رفیق شما انتخاب شماست و اگر اون بره زیر سوال تو هم میری
حسود
-
تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 15:02
صفت خوبی نیستا اما از همون بچگی دوست &
عنوان نداره
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 10:17
دارم فکر میکنم ما آدما چقدر توی زندگی همدیگه تاثیر گذاریم البته حیف که حالیمون نمیشه من اینقدر بی تفاوت نبودم به دوستام اما چند نفر باعث شدن دیگه برام مهم نباشه آخرین کامنتش برای اردیبهشته هم جا خوردم دیدم هم ناراحت شدم اما برای کی مهمه این حالات من؟ از صبح منتظر خبر یکیم از صبح ذهن و دلم مشغوله اما...
خبری در راه است
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 3:29
اگر خبر راست باشه اینجا تغییر کاربری میده ان شالله که خبر راست باشه + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:21  توسط من |
التماس نکن....
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 8:31
.خوب دل الاغ من چرا اینقدر التماس این و اونو میکنی تا محلت بزارن؟ مگه همسرجان برات کمه؟ همینو میخواستی دیگه؟ اینقدر التماس کردی باهات حرف بزنن که تنهای تنها شدی اون موقع هم که میخوان بیان باهات حرف بزنن یه بحث هایی مطرح میشه که تا شب حرص بخوری و از تهت غلط کردمو هزار بار بگی #######################
شکر گزاری
-
تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 8:31
خدایا شکرت
اتفاقات تیرماه
-
تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 7:14
خوب اینکه بالاخره اومدم تا خودمو خالی کنم باز جای شکر داره این ماه با اتفاقای خوب شروع شد که اصلی ترینش تولد خواهرزاده نازم سارا خانم بود دومیش تموم شدن کلاس خیاطی کذایی بود که واقعا ازش خسته شده بودم راستش من وقتی برخورد بدی باهام میشه معمولا نمیتونم جواب درستی بدم بیشتر میرم توی لاک خودمو سعی میکن
دلم پیش .
-
تاریخ: 1396/4/27 ساعت: 7:14
دلم پیش داداشمه اصن از دیروز عصر اتفاقاتی افتاد که روی اعصابمه کاش دیروز عصر رو تا نیمه شب از ذهنم پاک شه احساس های منفی درونم زیاده خیلی زیاد کاش زهرا پیشم بود حیف که نیست برچسبها: درد و دل + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:34 توسط من |
امتحانمو دادم
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 13:37
یه جمله کوتاه که برای نزدیک چهار ساعت طول کشید و 21 هزار تومن خرج برداشت گاهی فکر میکنم من از این زندگی اصلا سهم دارم؟اه دلم میخواست بیام و کلی حرف راجع به امروز بزنم اما حال دلم خیلی گرفته است برچسبها: درد دل